شناخت
در بیش از دوهزار سال تاریخ خردورزی باختر این که جهان بیرون از تماشاگر را چگونه میتوان دریافت؟ و آیا به هر روی آن جهان به راستی هست؟ و چگونه آن جهان بیرونی با گیرندههای دید و شنود و پساد و بویائی و چشائی دگرگون می شود و به ما میرسد.؟ پرسشهائی بیپاسخ بوده است. به نژندینهگی میباید گفت که دانش و شناخت و دریافت در دسترس آدمی نیست و این را خردورزان باختر به سختی دریافت نمودهاند. برای ارستاتل episteme ، که دانش و دریافت برگردان میشود scientific knowledge , understanding، به آوند دانستن لاد causality به (عربی علیت) شناسائی شده است. اما دریافت لاد خود دشواری بزرگی است زیرا «پس از آن ، پس از برای آن» Post hoc ergo propter hoc گمگشتهگی بزرگی ست، زیرا این باور همهی هنایش ها را از هرگونه دگرگونی به پس و پیش رویدادن در زمان کاسته مینماید. ارستاتل در آغاز «بررسی پسآیند» Ἀναλυτικὰ Ὕστερα; به ما یادآوری مینماید که ما نمیتوانیم داوش به «دانش نشاندادنی» επιστήμη αποδεικτικό بنمائیم مگر این که از «بنیانهای آغازین» αρχαί آگاهی داشته باشیم . در پایان این بخش او نشان میدهد که چرا ایستگاه شناخت هنگامی ست که در می یابیم «آرکای» می باید همان نوس νοῦς باشد که برخی آن را اندیشه، برخی هوش، برخی دریافت برگردان کردهاند. همهی خردورزی ما در این دو هزارسال بازی با واژه ها بوده ست که شاید بتوان این دشواری را چاره نمود
