Friday, June 23, 2023

درباره ی حلال ‌آل احمد

  فرشاد نیکبخت دوست فرزانه‌‌ی فیس‌بوک  زندگی‌نامه‌ی ارزنده‌ئ از ‌زنده‌یاد جلال ‌‌‌آل‌احمد در صفحه خود فراهم نمود که در این روزها که برخی از فرومایه‌گان  پلید و بدنهاد ‌نام آن نویسنده‌ی فرزانه و دلیر را به تهمت‌های زشت و ناسزا می‌برند کنشی ارجمند و به هنگام بود و چنین بود که من واکنش خود را در نوشته‌‌ی زیر به ‌آن‌ متن نشان دادم.

زها زه و آفرین برشما که به پلیذی و پلشتی فرومایه‌گان این روزگار که کوشیده‌اند از اعتبار بزرگترین و پرهنایش‌ترین و فرهیخته‌ترین نویسنده ‌ی سده‌ی بیستم میلادی ایران بکاهند گرفتار نشده‌اید . و زندگی‌نامه‌ئی نیالوده و پاکیزه را فراهم نموده‌اید. و ای‌کاش از هنایش او بر نویسندگانی مانند فرانتس فانون و ادوارد سعید نیز می‌نوشتید هنایشی که لاد‌‌آن شد که دکتر هنری کیسینجر از او به ‌آوند کارشناسی آگاه و ارحمند برای شرکت در سمینارهای دانشگاه هاروارد دعوت نماید. روشنفکر بزرگی که در گزارش‌اش از سفر به اسرائیل و در کتاب‌های غرب‌زده‌گی و خسی در میقات با نگرشی ژرف‌و آگاهانه از دیسه‌ی آبادانی و گسترش و بهره‌وری از فناوری اسرائیل ، دوستی و اهموندی میان ملت‌های مسلمان و صلحی پایدارسخن راند . نگرشی که برای کابال کوته‌فکران و کوتوله‌های نژاد‌پرستی مانند یارشاطر و آشوری و آجودانی و دوستدار پذیرفتنی نبود و پس از کشته شدن او به دست ‌ساواک ( که همانند کشته شدن تختی و صمد بهرنگی‌ با داستان‌های دروغین در پس پرده پنهان شد) . برای نمون او نویسنده‌ئی شجاع بود که در شرایط سانسور ‌آن زمان از کشته‌شدن صمد و تختی از نقش ساواک به کنایه سخن گفت و ناکسانی مانند فرح‌سرکوهی ابهام برآمده ار دورزدن سانسور در آن نوشته را به دروغ‌پراکنی در باره ی مرگ صمد و تختی نسبت دادند و سپس چه بسیار از دیگران که ‌ظوطی وار یاوه‌های اورا تکرار کردند. تنها پس از کتاب‌های اسد بهرنگی و ناسازگاری‌های ‌آشکار در نوشته خمره فراهتی در مقاله ي أدینه با نام ساخته‌گی صمد فلاحتی و سپس روایتی دیگر در کتاب او در آلمان بود که آشکار شد که حدس آل‌اخمد درست بوده است .آب رود ارس در شهریور ماه نمی‌توانسته صمد را غرق کند. آشکار شد که فراهتی اقسر ژاندارمری صمد را به پاسگاهی در کنار رود ارس برده و پس از ‌آنکه همدستان ساواک اورا کشته اند حسد زخمی اورا به پاسگاهی دیگر در نه کیلومتری برده ‌اند تا اسد بهرنگی و همراهان‌اش به راحتی ‌‌آنرا پیدا کنند. و چنین بود داستان کشته شدن خود ‌آل‌احمد در اسالم و پروا ندادن به تشریح کالبد او در پزشکی قانونی . و ... و ...

 ایشان در پاسخ نوشتند:

 زبانم‌در تشکر از لطف شما قاصر است خانم‌گیتی نوین عزیز و‌گرامی . .برخی از نویسندگان و شعرای معاصر ما در دوران خود حماسه افرین بودند و‌تا انجاییکه یادم هست جلال ال احمد یکی از آنها بود.‌ومن کوشش خواهم‌کرد که هرگز فراموش نکنم که این بزرگمردان و زنان و نام آوران که بودند و در زمان خود چه کردند و چه تاثیری در جامعه خود داشتند . ببخشید اگر کلی گویی میکنم ولی بیش ار این تصور میکنم از حوصله پستینگهای مختصر فیس بوک خارج است .  

 و من که از بی‌داد و نامردمی به آن رادمرد بزرگ بس آزرده‌ام دریغم آمد که این پاسخ را ننویسم;

با سپایس از شما شاید به جا باشد که یکی از معدود نوشته‌های دکتر براهنی در باره‌ی آل‌احمد بزرگ را که من بسیار درست می‌دانم (و این‌را هنگامی که هنوز دچار آلزایمر نشده بود در میهمانی‌ئی به خود او گفته بودم) در اینجا بیاورم. ««نثر آل‌احمد يك پرش بي‌ سابقه در شكل نثر است، پرش بسوي هيجان از سكوي تمام نيروهاي ابتدائي زبان […] آل‌احمد، ساده‌ترين مسئله روز را كه مضمون مقاله خود قرار دهد از سبك و شيوه خود دست نمي‌كشد. خشونت خود را بر گرده نثر و مضمون مقاله سوار مي ‌كند و هرگز شكل نثرش به ابتذال نمي‌گرايد و تشخصي دارد كه بلافاصله خود را به رخ مي‌كشد. ] و قبلتر[ در نثر مقاله‌ اي ‌آل‌احمد، بويژه نثر «غرب‌زدگي» و نثر «ولايت اسرائيل» سيلان پر نيرو و خشن و تند و تسخير‌ناپذيري هست كه با هجوم خشونتش هر چه را كه بچگانه، مخنث،‌ بي‌پايه، مبتذل، بي‌ريشه و هويت است، مي‌روبد و مي‌برد. چنين سيلاني در نثر فارسي بي ‌سابقه بوده است. آل‌احمد منطق محتوي را از طريق نثر ضربتي به رخ خواننده مي‌كشد،‌ خواه موقع سكه ‌زدن كلمات و تعبيرات جديد، خواه موقع استفاده از منابع عاميانه زبان،‌ و خواه موقعي كه فعل بكار نمي ‌برد و اسم و صفت را محكم بر سر و روي خواننده مي‌كوبد تا به خود بيابد و راه بيفتد و مغزش را بكار بيندازد. در تمام اين حالات پر نيرو، آل‌احمد، نه از نثر توصيف، بلكه از نثر خطاب و تهيج و تشجيع، از نثر شعار دهنده رسوا استفاده مي‌كند كه تنها منطقش از نظر شكل، مربوط به شور و هيجان ريتم نثر و كلمات خشن پر نيروئي است كه تصويري از يك زبان و روح انقلابي را در برابر خواننده مي‌گشايند، و خواننده، اگر نخواهد با محتوي توافق كند، بدون شك، تحت تأثير اين هيجان مي‌تواند كمي سريع‌تر فكر كند، سريع‌تر راه برود. و حتي اگر خواست مخالفت كند، سريع‌تر مخالفت كند.»

و شاید فرشاد نیکبخت که او هم از جوری که بر‌آل‌احمد رفته بود بس ناخرسند بود نوشت:

 سپاس فراوان خانم‌گیتی نوین عزیز وگرامی ..تمنا میکنم چنانچه مواردی دیگر از زنده یاد جلال ال احمد میدانید مرقوم بفرمایید تلمذه خواهیم کرد

و باز این بهانه‌ئی برای من شد که بنویسم: 

شاید یکی از اندیشه برانگیزترین کارهای جلال «سفر به ولایت اسرائیل» باشد که دوسال در پساتر از نوشتن غرب‌زده‌گی آن‌را نوشت و گزارش سفرش به همراه سیمین دانشور به کیبوتزهای اسرائیل است. . این کتاب را ساموئل ثروپ زیر آوند ‌‌The Republic of Israel ‌به انگلیسی برگردان نموده و در پیش‌درآمد این کتاب به زندگی‌نامه‌ی آل‌احمد و ژرفای نگرش پیچیده و فرهیخته‌ی او می‌پردازد و به راستی می‌باید این پیش‌درآمد پاسخی درخور به انتقادهای ابلهانه داریوش ‌‌آشوری و دیگر کوتوله‌هائی مانند یارشاطر و آجودانی و دوستدار گرفت که از دانش بایسته برای دریافت ساختار اندیشه‌های او برخوردار نبودند. آل‌احمد در این کتاب اسرائیل را بخشی از کشورهای جهان سوم می‌داند که توانسته با کامیابی فن‌آوری را در چارچوب فرهنگ باستانی خود برپابدارد (و باید گفت که در پس ناآرامی‌های این روزها به کنارنهادن این چارچوب از سوی دست راستی‌های افراطی اسرائیل است که با لیکود مناخیم بگین آغاز شد) . جلال و سیمین چندصباحی را در کیبوتز «آیلت‌هاشهر» گذراندند و در دفتر یادبود کیبوتز نوشته‌ی زیر را به جای گذاشتند. جلال نوشت« صرفنظر از پذیرائی گرم این حضرات من اینجا آدمهائی را دیدم که هرگز انتظارشان را در یک کیبپوتص نداشتم . آدمهائی فهمیده و کتاب‌خوانده و روشن. در حدودی نوعی حکومت حکمای افلاطون اینجا عملی شده است. و اگر اغراق نکنم اسرائیل همیشه برای من مساوی بوده است با کیبوتص و حالا می‌فهمم چرا. -- جلال ‌آل احمد ۹ فوریه ۱۹۶۳» و در زیر ‌آن سیمین نوشت «بنظرم کیبوتص جواب سئوال یا مشکل غالب کشورها و از آنجمله کشور ما باشد. سیمین دانشور (آل‌احمد) ۹ فوریه ۱۳۴۱»

 




0 Comments:

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home