Wednesday, July 18, 2018

Vom Volke Israel. نیچه و اسرائیل -- برگردان گیتی نوین




نیچه در بخشی از کتابش به آوند "پدیداری روز:  اندیشه هایی در پیش داوری  و اخلاق" MorgenröteGedanken über die moralischen Vorurteile  در 1881  به گونه یی  پیش بینی در باره ی اسرائیل   پرداخته است، که درخور بیزش و اندیشیدن است. به ویژه شاید برای ایران وایرانی ها در این روزگاران که گفتگوهای تجزیه خواهی بال و پر گرفته اند چنین بیزشی بس   باهوده می نماید.
==
  
در میان نمایشها ی باشکوهی که سده ی  آینده ما را به آن فرا می خواند تصمیم در باره ی  سرنوشت یهودیان اروپایی است.  زیرا که اینک آشکارست که مهره ی سرنوشت آنان  ریخته شده است  و آنها پای از  مرز بدون بازگشت  فراتر نهاده اند، وینک گزینشی  که برایشان بجا مانده اینست که یا سروران اروپا بشوند و یا که اروپا را از دست بدهند، بهمانگونه که  در روزگاری  دور آنها  مصر  را از  دست دادند ، سرزمینی  که در آنجا نیز با گزینشی همانندِ با  "یا این،  یا آن" روبرو بودند.


  زیرا که ، یهودیان در اروپا،    در سده ی هجدهم آموزشی را دیده اند که هیچ ملیت دیگری نمی تواند به داشتن  آن داوشی داشته باشد و آنچه که آنها  در این روزگارهراسناکِ آموختن  آزموده اند به فرد فردشان بس بیشتر بهره رسانده است تا که به همگان در  جامعه شان.  و برآیند آن   چنین   بوده است که استعداد روانی و روحانی یهودیان در این روزگار فرازانه گشته است و در میان همه ی آنان که در اروپا می زیوند  این تنها یهودیان هستند که  برای گریز از دوراهی های پیچیده  و بنیانی  به کمترین اندازه نیازی  به   می گساری  و یا خودکشی  دارند، ویژگیی که مردمانی با توانایی  کمتر اغلب از آن بی بهره اند.     


  هر یهودی  تاریخ پدران و نیاکان خود را میداند  و دارای گنجینه یی است  از نمونه های از خونسردانه ترین  خودداری و ایستادگی ها در برابر رخدادهای  دهشت زا، و نرمترین زیرکی ها و بهره برداری  از بخت  و دشواری؛ و  دلیری در زیر پرده ی  زانوزدنی  از سربیچارگی. و   قهرمانانگی   آنها در "بیزاری از  شناسایی  شدن به بیزارآوری"   فراتر از  منش همه ی  پرهیزگاران است. 

      . 
برای دو هزار سال تلاش شده است که آنها را با رفتاری خوار انگیز به خواری بکشانند و راه را بر هرگونه فرازمندی آنها و هرآنچه که فرازمندیشان  می آورد بربندند و  بجای آن آنها را  هرچه ژرف تر به سوی  پلیدترین  پیشه ها سوق دهند و این راست است که در این روندار آنان پاک تر نشدند. اما بیزاری آور؟  آنها هرگز از به خود باور داشتن برای بالاترین گمارش ها دست نکشیدند و به همان سان   فرهمندی هایی  که  همه ی رنجبران را دربر می گیرند  هرگز از آراستن   آنها دست نکشیدند.

به گونه یی که آنان به پدران و فرزندان خویش آذرم می نهند، سنجیدگی گزینش همسر و آئین های همسری، آنها را در میان همه  ی مردمان اروپا  نشانمند می نماید.  و افزون بر همه ی اینها، آنها دریافته اند  که چگونه از برای خود احساس نیرومندی و کین جویی همیشگی  را در تنها پیشه هایی که به آنها واگذار شده (یا برای آنها   کنار گذاشته شده)  بیافرینند؛  برای  دریافتن رباخواری آنان  می باید گفت که برای یهودی ها دشوار می بود که    در درازای روزگار  آذرم-به-خویشتن  را پاس بدارند  بی  آنکه   گهگاهِ  شکنجه یی  باهوده  و  شادی بخش  برای آنها  که به ایشان بیزاری نشان می دهند نداشته باشند.   زیرا که آذرم- به خویشتن  به این باره وابسته است که بتوانیم  به نیکی و بدی کیفر و پاداشی درخور دهیم .  

و گرچه، در    هنگام کین جویی نیز کین  آنان   به آسانی به بیش از اندازه نمی گراید : چرا که  همه ی آنها بخشنده هستند، از جمله  روحی بخشنده دارند،   که برآمده از خانه بدوشی های پیایی،  دگرگونی آب و هوا،  و آیین ها ی همسایگان و زورگویان است که به انسان می آموزانند؛ یهودیان  در این زمینه ها دارای  گسترده ترین آزموده ها  از پیوندها و واکنش  های انسانی  بوده اند  و چنین است که حتی در شور و آشوبها هم به نرمش و دوراندیشی رفتارمی کنند که این به یاد گرفته از آزمودگی آنهاست . 

آنان آنچنان از نرمش پذیری هوشمندانه  وفرزانگی خویش    مطمئن هستند که هرگز،  حتی در تنگنا ترین سختی ها،  نیاز به آن ندارند  که روزی خویش را با کار بدنی، به آوندِ   کارگران ساده، باربران،  بردگان کشاورز، به کف آرند. رفتار آنان  هنوز آشکار می نماید که خوی آنان هرگز احساسات گُردانگی و بزرگواری را نشناخته است و نه پیکرهایشان زیبنده ی جنگ افزارهای  زیباست:  گونه یی    پافشاریشان   همیشه با سرسپردگیی   آمیزه میشود که در بیشترگاهان خوشایند ولی شاید همیشه  اندوهناک است.   هرچند به هرسال که می گذرد   آنان با برگزیده ترین مهینان اروپا  بیشتر و بیشتر دمساز می شوند ، و به زودی ازبرای خویشتن میراثی هنگفت از رفتارهایی روانی و اندامی  می آفرینند بدانسان که در سده یی دیگر از این  پس      به اندازه یی بسنده بزرگوار خواهند نمایید، تا که مایه ی شرم  کسانی نباشند که بر آنها سرور خواهند بود.


و این است آنچه که  مهین است!  و از این روست که هنوز بسی زود است برای  چاره ی کارشان! آنها خود   بهتر میدانند  که  چیرگی بر اروپا و یا هرگونه   دستیازی به  خشونت، از سوی آنان  نمی باید اندیشیدنی باشد:  اما این را نیز می دانند  که در هنگامی در آینده اروپا  به  آوند   میوه یی رسیده  در دست هایشان خواهد بود تنها اگر که   دستشان را بسوی آن دراز نمایند. برای رسیدن به چنین بزنگاه آنان نیاز به آن دارند ، که تا آن هنگام   خویشتن را درهر یک از دستاوردهای اروپا  فرازمند سازند.  و در هر رده به  جایگاه نخست  دست یابند. تا به آن هنگام که آنان بدآن جایگاه  برسند ، که خود نشانمندی آنرا تعیین نمایند . آنگاه آنان مخترعان و برگزیدگان  اروپا نامیده خواهند شد. و دیگر مایه ی آزردگی اروپائیان نخواهند بود.


و آنگاه که انبوه  دریافته های سترگشان چیدمان شود که برای هر خانواده ی  یهودی، تاریخ تبار یهود را در بر میگیرد، این انبوه احساس ها، فرازمندی ها، تصمیم ها ، چشم پوشی ها، تلاش ها، پیروزی هایی از هر گون ، حتی اگر به انجام  به پیدایش بزرگان  و یا شاهکارهایی هم نیانجامد! آنگاه هنگامی که یهودیان بتوانند  چنین گوهرها و ظروف زرین را به آوند کارهایشان  به تماشا بگذارند که ملیت های اروپایی  با آزمودگی هایی بس کوتاه تر و بس بی بنیان تر نمیتوانستند  و نمی توانند بیافرینند،  هنگامی که اسرائیل کین خواهی جاودانه ی خود را به پرستاری و پرورشی جاودانه برای اروپا  تراریختی دهد دگر باره آن روز هفتم برای خدای باستانی یهود فرا خواهد رسید که به  شادمانی اندر شود از خودش، از آفرینشش و از مردم برگزیده اش،  و به ما همگان، همگی ما، پروا دهد  تا با او شادمان  شویم  

   





 



Vom Volke Israel. – Zu den Schauspielen, auf welche uns das nächste Jahrhundert einladet, gehört die Entscheidung im Schicksale der europäischen Juden. Daß sie ihren Würfel geworfen, ihren Rubikon überschritten haben, greift man jetzt mit beiden Händen: es bleibt ihnen nur noch übrig, entweder die Herren Europas zu werden oder Europa zu verlieren, so wie sie einst vor langen Zeiten Ägypten verloren, wo sie sich vor ein ähnliches Entweder-Oder gestellt hatten. In Europa aber haben sie eine Schule von achtzehn Jahrhunderten[1152] durchgemacht, wie sie hier kein andres Volk aufweisen kann, und zwar so, daß nicht eben der Gemeinschaft, aber um so mehr den einzelnen die Erfahrungen dieser entsetzlichen Übungszeit zugute gekommen sind. Infolge davon sind die seelischen und geistigen Hilfsquellen bei den jetzigen Juden außerordentlich; sie greifen in der Not am seltensten von allen, die Europa bewohnen, zum Becher oder zum Selbstmord, um einer tiefen Verlegenheit zu entgehen, – was dem geringer Begabten so nahe liegt. Jeder Jude hat in der Geschichte seiner Väter und Großväter eine Fundgrube von Beispielen kältester Besonnenheit und Beharrlichkeit in furchtbaren Lagen, von feinster Überlistung und Ausnützung des Unglücks und des Zufalls; ihre Tapferkeit unter dem Deckmantel erbärmlicher Unterwerfung, ihr Heroismus im spernere se sperni übertrifft die Tugenden aller Heiligen. Man hat sie verächtlich machen wollen, dadurch, daß man sie zwei Jahrtausende lang verächtlich behandelte und ihnen den Zugang zu allen Ehren, zu allem Ehrbaren verwehrte, dafür sie um so tiefer in die schmutzigeren Gewerbe hineinstieß, – und wahrhaftig, sie sind unter dieser Prozedur nicht reinlicher geworden. Aber verächtlich? Sie haben selber nie aufgehört, sich zu den höchsten Dingen berufen zu glauben, und ebenso haben die Tugenden aller Leidenden nie aufgehört, sie zu schmücken. Die Art, wie sie ihre Väter und ihre Kinder ehren, die Vernunft ihrer Ehen und Ehesitten zeichnet sie unter allen Europäern aus. Zu alledem verstanden sie es, ein Gefühl der Macht und der ewigen Rache sich aus eben den Gewerben zu schaffen, welche man ihnen überließ (oder denen man sie überließ); man muß es zur Entschuldigung selbst ihres Wuchers sagen, daß sie ohne diese gelegentliche angenehme und nützliche Folterung ihrer Verächter es schwerlich ausgehalten hätten, sich so lange selbst zu achten. Denn unsere Achtung vor uns selber ist daran gebunden, daß wir Wiedervergeltung im Guten und Schlimmen üben können. Dabei reißt sie ihre Rache nicht leicht zu weit: denn sie haben alle die Freisinnigkeit, auch die der Seele, zu welcher der häufige Wechsel des Ortes, des Klimas, der Sitten von Nachbarn und Unterdrückern den Menschen erzieht, sie besitzen die bei weitem größte Erfahrung in allem menschlichen Verkehre und üben selbst in der Leidenschaft noch die Vorsicht dieser Erfahrung. Ihrer geistigen Geschmeidigkeit und Gewitztheit[1153] sind sie so sicher, daß sie nie, selbst in der bittersten Lage nicht, nötig haben, mit der physischen Kraft, als grobe Arbeiter, Lastträger, Ackerbausklaven ihr Brot zu erwerben. Ihren Manieren merkt man noch an, daß man ihnen niemals ritterlich vornehme Empfindungen in die Seele und schöne Waffen um den Leib gegeben hat: etwas Zudringliches wechselt mit einer oft zärtlichen, fast stets peinlichen Unterwürfigkeit. Aber jetzt, da sie unvermeidlich von Jahr zu Jahr mehr sich mit dem besten Adel Europas verschwägern, werden sie bald eine gute Erbschaft von Manieren des Geistes und Leibes gemacht haben: so daß sie in hundert Jahren schon vornehm genug dreinschauen werden, um als Herren bei den ihnen Unterworfenen nicht Scham zu erregen. Und darauf kommt es an! Deshalb ist ein Austrag ihrer Sache für jetzt noch verfrüht! Sie wissen selber am besten, daß an eine Eroberung Europas und an irgendwelche Gewaltsamkeit für sie nicht zu denken ist: wohl aber, daß Europa irgendwann einmal wie eine völlig reife Frucht ihnen in die Hand fallen dürfte, welche sich ihr nur leicht entgegenstreckt. Inzwischen haben sie dazu nötig, auf allen Gebieten der europäischen Auszeichnung sich auszuzeichnen und unter den Ersten zu stehen: bis sie es so weit bringen, das, was auszeichnen soll, selber zu bestimmen. Dann werden sie die Erfinder und Wegzeiger der Europäer heißen und nicht mehr deren Scham beleidigen. Und wohin soll auch diese Fülle angesammelter großer Eindrücke, welche die jüdische Geschichte für jede jüdische Familie ausmacht, diese Fülle von Leidenschaften, Tugenden, Entschlüssen, Entsagungen, Kämpfen, Siegen aller Art, – wohin soll sie sich ausströmen, wenn nicht zuletzt in große geistige Menschen und Werke! Dann, wenn die Juden auf solche Edelsteine und goldene Gefäße als ihr Werk hinzuweisen haben, wie sie die europäischen Völker kürzerer und weniger tiefer Erfahrung nicht hervorzubringen vermögen und vermochten, wenn Israel seine ewige Rache in eine ewige Segnung Europas verwandelt haben wird: dann wird jener siebente Tag wieder einmal da sein, an dem der alte Judengott sich seiner selber, seiner Schöpfung und seines auserwählten Volkes freuen darf, – und wir alle, alle wollen uns mit ihm freun!

0 Comments:

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home